Recent Posts

«مجنون» به «هفت» می‌آید

سینماپرس: جدیدترین قسمت از برنامه «هفت» به بررسی فیلم «مجنون»، «اتوبوس گمشده» و پرونده ویژه به یاد استادان ناصر تقوایی و محمد کاسبی برگزار می‌شود.

به گزارش سینماپرس ، جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت»، امشب جمعه ۲۵ مهر از ساعت ۲۲ به صورت زنده به آنتن شبکه نمایش می‌رود.

در میز سینمای ایران، رامتین شهبازی و رضا صدیق در حضور مهدی شامحمدی (کارگردان)، فیلم سینمایی «مجنون» را نقد می‌کنند.

همچنین پرونده ویژه‌ این قسمت با حضور جواد طوسی و طهماسب صلح‌جو به یاد استاد خرید بک لینک طبیعی ناصر تقوایی و استاد محمد کاسبی اختصاص دارد.

امیر قادری و آرش خوشخو نیز در میز سینمای جهان به نقد و بررسی فیلم‌ «اتوبوس گمشده» (The lost bus) می‌پردازند.

برنامه سینمایی «هفت» به تهیه‌کنندگی محمدحسین تنکابنی و با اجرای بهروز افخمی جمعه شب‌ها ساعت ۲۲ روی آنتن شبکه نمایش ‌می‌رود.

سنگ تمام گرافیست‌ها و کاتورنیست‌ها برای عالیجناب ناصر تقوایی | به گالری آقای تقوایی خوش آمدید

سنگ تمام گرافیست‌ها و کاتورنیست‌ها برای عالیجناب ناصر تقوایی | به گالری آقای تقوایی خوش آمدید

طرح از :شبنم رضوانی

کارتونیست‌ها و طراحان گرافیگ به مناسبت درگذشت کارگردان بزرگ سینمای ایران ناصر تقوایی طرح‌های گرافیکی خرید بک لینک و رپورتاژ جذابی را خلق کردند.

به گزارش فیلم‌نیوز، مجموعه‌ای جذاب از طرح‌ها گرافیکی و پوسترهای که برای درگذشت ناصر تقوایی طراحی شده را در ادامه ببینید.

پست های مشابه :

آنالیز فروش سینماها در هفته‌ای که گذشت | «یوز»؛ حریفی قدرتمند برای «قسطنطنیه»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

سنگ تمام گرافیست‌ها و کاتورنیست‌ها برای عالیجناب ناصر تقوایی | به گالری آقای تقوایی خوش آمدید

ایمیل *

سنگ تمام گرافیست‌ها و کاتورنیست‌ها برای عالیجناب ناصر تقوایی | به گالری آقای تقوایی خوش آمدید

وب‌ سایت

درباره ناصر تقوایی بزرگ که سال‌ها گوشه عزلت گرفت و سینما از وجودش محروم شد | سینمای ایران برای تو کوچک بود

درباره ناصر تقوایی بزرگ که سال‌ها گوشه عزلت گرفت و سینما از وجودش محروم شد | سینمای ایران برای تو کوچک بود

طرح از :شبنم رضوانی

وحید سعیدی|  ناصر تقوایی رفت آرام و بی سروصدا ، امروز سه‌شنبه 23 مهر روح از جسم او پرکشید و در آغوش آسمان آرام گرفت، اما حیات معنوی او سال‌ها پیش به پایان رسیده بود، سال‌هایی که پروژه‌هایش یکی بعد از دیگری نیمه‌کاره رهاشدند و او ترجیح داد تا عطای فیلسمازی را به لقایش ببخشد و گوشه عزلت برگزیند در گوشه‌ای از این شهر درندشت از هیاهوها فاصله بگیرد و روزگار بگذراند. چراکه او را متهم به یک مشکل شخصی کرده بودند، مشکلی که بهانه‌ای شده بود تا بگویند بواسطه آن نمی‌تواند فیلم بسازد، در حالیکه در همین سینما کارگردانان بسیاری بودند و هستند که همین مشکل را داشتند و دارند اما سال به سال فیلم و سریال می‌سازند و برخی هم سریال‌های چندصد میلیاردی.

درباره ناصر تقوایی بزرگ که سال‌ها گوشه عزلت گرفت و سینما از وجودش محروم شد | سینمای ایران برای تو کوچک بود

1) ناصر تقوایی یکی از پیشگامان موج سینمای ایران است، او در روزگاری پا به عرصه فیلمسازی گذاشت که نبض بازار در دست کارگردانانی بود که با فرمول‌های امتحان پس داده یکی بعد از دیگری فیلم می‌ساختند و از این کمپانی به آن کمپانی در آمد و شد بودند تا سیاهه کارنامه خود را قطورتر کنند. اما تقوایی آمده بود تا داشته‌های خود از زندگی پیرامونش را با زبان سینما به مردمی عرضه کنند که چشمشان به تماشای بزن بزن‌های کلاه مخملی‌ها و رقص و آوازهای کاباره‌ای عادت کرده بود. او در این وانفسا «آرامش در حضور دیگران» را ساخت تا نشان دهد جامعه شهری آن روزگار با چه چالش‌هایی دست به گریبان است. شکست تجاری این فیلم تقوایی را مجبور کرد تا برای ادامه حیات فیلمسازی‌اش به سمت اثری قهرمان‌محور برود. ماحصل این تصمیم ساخت فیلم «صادق کرده» بود ، اما او در این بزنگاه هم تن به فرمول‌های رایج سینمای آن سال‌ها نداد و فیلمی ساخت با یک قهرمان عاصی. بک لینک دائمی قهرمانی عصیانگر که هیچ شباهتی به قهرمان‌های فیلمفارسی‌ها نداشت. او نشان داد که قواعد ساخت فیلم پرمخاطب را هم می‌داند اما با راه و روش خود از همین رو در ساخته بعدی‌اش سراغ بهروز وثوقی ستاره بی‌رقیب آن روزها رفت و نقش اصلی فیلم «نفرین» را به او سپرد تا شاهد یکی از متفاوت‌ترین نقش‌آفرینی‌ها این ستاره در فیلمی ضد جریان باشیم. تقوایی در همان سال‌ها نشان داد اهل باج دادن نیست حتی به مخاطب.

درباره ناصر تقوایی بزرگ که سال‌ها گوشه عزلت گرفت و سینما از وجودش محروم شد | سینمای ایران برای تو کوچک بود

2) طی این سال‌ها نظر سنجی‌های بسیاری درباره بهترین سریال تاریخ تلویزیون انجام شده که در همه آن‌ها «دایی جان ناپلئون» با اختلاف عنوان بهترین و بی‌بدیل‌ترین را به خود اختصاص داده، اما خروجی رسمی اکثر این نظرسنجی‌ها چیز دیگری بوده. بی‌شک روحیه محافظه‌کاری موجب شد تا دایی‌جان ناپلئون کنار بماند. اما این ساخته تقوایی بی‌نیاز از این نظرسنجی‌ها توانست قلب و روح هر مخاطبی که به تماشای آن می‌نشیند را تسخیر کند. تقوایی چنان روحی به شاهکار ایرج پزشکزاد دمید که هنوز هم با گذشت دهه‌ها از ساخت آن هنوز هم اثری زنده و پویاست. او این اثر را با چنان ظرافتی به تصویر کشید که در هر دوره و دهه‌ای مخاطب آیینه‌ای از جامعه همان روزگار را در آن می‌بیند گویی دایی‌جان ناپلئون در همان سال و دوره ساخته شده و این یعنی معجزه فیلمسازی.

3) ناصر تقوایی با «نفرین» و در ادامه با «دایی جان ناپلئون» نشان داد که تبحر عجیبی در اقتباس از آثار ادبی دارد. گام سوم او به تصویر کشیدن یکی از رمان‌های محبوب ارنست همینگوی یعنی «داشتن و نداشتن» بود. تقوایی به شکل معجزه‌آسایی از این رمان اثری می‌سازد که انگار همینگوی این داستان را بر مبنای فرهنگ و جغرافیای جنوب ایران نوشته و تقوایی فقط آن را به تصویر کشیده است. او چنان اقتباسی از این نوشته دارد که مخاطب هم روح رمان را در جای جای اثر ساری و جاری می‌بیند و هم روح زیست و فرهنگ ایران به خصوص خطه جنوب را. «ناخدا خورشید» یک کلاس درس است برای همه آن‌هایی که می‌خواهند فیلم اقتباسی بسازند، ایکاش آن‌هایی که امروز برای ساخت یک سریال اقتباسی پرهیاهو میلیاردها هزینه کرده‌اند ، پیش از شروع کارشان چندباری به تماشای این ساخته جاویدان ناصر تقوایی می‌نشستند و یاد می‌گرفتند اقتباس یعنی چه.

4) «کاغذبی خط» آخرین ساخته به نمایش درآمده ناصر تقوایی است که از عمر آن 24 سال می‌گذرد. تقوایی در واپسین روزهای دوره اول اصلاحات سراغ این فیلم رفت. او در این برهه هم مرعوب فضای حاکم بر سینما نشد. سینمایی که بعد از «آژانس شیشه‌ای» و بازشدن فضا در دوران اصلاحات پر شده بود از فیلم‌های اعتراضی. فیلم‌هایی که بیش از اینکه حرف بزنند در حال فریاد زدن بودند. اما تقوایی با همان نگرش همیشگی خود کاغذ‌ بی‌خط را ساخت. فیلمی که آینه‌ای است از همه آنچه که در چهار سال اول دولت اصلاحات اتفاق افتاده بود. تقوایی در قالب قصه یک زن خانه دار از طبقه متوسط که همسرش مهندس معماری است جذاب‌ترین و تاثیرگذارترین فیلم اعتراضی آن سال‌ها ساخت. او با روایت زندگی این زوج نقبی زد بر همه آنچه‌که در آن دوره اتفاق افتاده بود. «کاغذ بی خط» را باید چندبار دید چون در هر نوبت نشانه‌ای جدید می‌توان از آن کشف کرد.

5) تقوایی از سال 1349 که وارد دنیای سینما شد تا سال 1382 که «چای تلخ» را جلوی دوربین برد 33 سال در سینما فعال بود. او طی این مدت با احتساب دو اثر نیمه کاره‌اش و سریالی که برای تلویزیون ملی ساخت 10 اثر جلوی دوربین برد. این یعنی هر سه سال یک فیلم. که البته در این میان دو اثرش در مرحله فیلم‌برداری و یک سریالش هم در مرحله پیش تولید متوقف شدند. از او در نهایت یک سریال (دایی جان ناپلئون) و هفت فیلم به یادگار ماند. اما نقطه تاریک ماجرا دقیقا همان جایی است که او نتوانست سه اثری مهمش را به سرانجام برساند و بعد از ناتمام ماندن «چای تلخ» 22 سال خانه نشین شد. تهیه‌کننده‌های هر سه اثر مدعی‌اند که مشکل شخصی تقوایی بزرگترین مانع در سر راه به سرانجام نرسیدن این پروژه‌ها بوده، اما سوال اینحاست که در سینمای ما فقط تقوایی با این مشکل دست به گریبان بود، چرا ده‌ها فیلسماز دیگر با مشکل مشابه سال به سال سریال و فیلم می‌سازند و به برخی‌ها هم پروژه‌های بلند مدت چندصد میلیاردی داده می‌شود. مشکل به تقوایی ربطی نداشت. اراده‌ای وجود داشت که این ابرکارگردان فیلم نسازد وگرنه می‌شد مثل بسیاری دیگر با مشکل او کنار آمد و فیلم‌هایش را به سرانجام رساند. به هرحال قرائت تقوایی از موضوعاتی که در این آثار نیمه تمام سراغشان رفته بود تحمل زیادی می‌طلبید.

پست های مشابه :

مروری بر اتفاقاتی که منجر به نیمه‌کاره ماندن سه پروژه بزرگ ناصر تقوایی شد | حسرتی ابدی برای سینمای ایران

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

یک ایرانی در جمع ستاره‌های فرانسوی فیلم جدید «اصغر فرهادی» | چهارمین همکاری بابک کریمی با فرهادی در «داستان‌های موازی»

یک ایرانی در جمع ستاره‌های فرانسوی فیلم جدید «اصغر فرهادی» | چهارمین همکاری بابک کریمی با فرهادی در «داستان‌های موازی»

طرح از :شبنم رضوانی

بابک کریمی در چهارمین همکاری خود با اصغر فرهادی مقابل دوربین او در فیلم «داستان‌های موازی» رفته تا به این ترتیب تنها بازیگر ایرانی در جمع ستاره‌های فرانسوی این فیلم باشد.

به گزارش فیلم‌نیوز، بابک کریمی که با فیلم «جدایی نادر از خرید بک لینک طبیعی سیمین» ساخته اصغر فرهادی به سینمای ایران معرفی شد، حالا در چهارمین همکاری خود با این کارگردان در فیلم «داستان‌های موازی» حاضر شده است. این خبر را روزنامه دیجیتالی سینما منتشر کرده است.

کریمی تنها بازیگر ایرانی فیلم «داستان‌های موازی» است که در آن با ستارگان سینمای فرانسه از جمله «ایزابل هوپر» ، «ونسان کسل» و «کاترین دونو» همبازی شده است.

«گذشته» و «فروشنده» دیگر همکاری‌های مشترک بابک کریمی و اصغر فرهادی است.

پست های مشابه :

نگاهی اجمالی به فیلم‌هایی که از دهه سوم مهر روی پرده سینماها خواهند رفت | اسکورت «غریزه» و «بچه مردم» در دور جدید اکران با دو کمدی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

به دلیل استقبال مخاطبان خلاصه‌ای از قسمت‌های پخش شده مجدد روی آنتن رفت | پخش قسمت‌های جدید «الگوریتم» از شامگاه دوشنبه

به دلیل استقبال مخاطبان خلاصه‌ای از قسمت‌های پخش شده مجدد روی آنتن رفت | پخش قسمت‌های جدید «الگوریتم» از شامگاه دوشنبه

طرح از :شبنم رضوانی

به دلیل استقبال مخاطبان از سریال «الگوریتم» و بنا به تصمیم معاونت سیما قرار شد تا این سریال با آغاز هفته جدید مجددا روی آنتن برود و پس از پخش خلاصه‌ای از آن در روز شنبه ، از شامگاه دوشنبه مخاطبان شاهد پخش قسمت‌های جدید آن باشند.

به گزارش فیلم‌نیوز ، «الگوریتم» به کارگردانی بیژن میرباقری و طراحی و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری پخش خود را از شامگاه سه‌شنبه پانزدهم مهر‌ماه از شبکه سه آغاز کردو طی هفته گذشته دو قسمت از آن روی آنتن رفت. در پی استقبال مخاطبان معاونت سیما تصمیم گرفت تا با آغاز هفته جدید خلاصه‌ای از قسمت‌ها را پخش کند . به این ترتیب پخش قسمت‌های جدید سریال «الگوریتم» از شامگاه دوشنبه ۲۱ مهرماه از سر گرفته می‌شود.

سریال «الگوریتم» براساس فیلمنامه‌ای از آرش قادری و با بازنویسی بیژن میرباقری جلوی دوربین رفته و قرار است در ۵۲ قسمت روانه آنتن شود.

پست های مشابه :

بررسی آماری کمدی‌های نوستالژیک که از دهه هشتاد تا به حال روی پرده سینماها رفته‌اند و همچنان در حال تولید هستند | شوخی‌ خرید بک لینک برای سایت با دهه پنجاه و شصت ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

بازیگرانی که فقط تجربه بازی در یک سریال تلویزیونی را دارند از مصطفی زمانی و مهناز افشار تا نوید محمدزاده و هنگامه قاضیانی | یکبار برای همیشه

بازیگرانی که فقط تجربه بازی در یک سریال تلویزیونی را دارند از مصطفی زمانی و مهناز افشار تا نوید محمدزاده و هنگامه قاضیانی | یکبار برای همیشه

طرح از :شبنم رضوانی

بسیاری از بازیگران مطرح سینما در طول دوران بازیگری‌شان در سریال‌های تلویزیونی هم نقش‌آفرینی کرده‌اند و آثاری از خود برجا گذاشته‌اند. حضور بعضی از بازیگران مطرح اما فقط به بازی در یک سریال تلویزیونی محدود می‌شود و در کارنامه‌شان جز همان یکی، سریال تلویزیونی دیگری به چشم نمی‌خورد. برای تعدادی از آنها، از جمله مصطفی زمانی و هوتن شکیبا نقش‌‌آفرینی در یک سریال تلویزیونی به سکوی پرتاب بدل شده اما عده‌ای دیگر زمانی با تلویزیون همکاری کرده‌اند که قبل از آن در سینما جایگاهی به دست آورده بودند.

به گزارش فیلم‌نیوز، شبکه آی‌فیلم بازپخش سریال «یوسف پیامبر» را در دستور کار قرار داده و هرشب ساعت 22 آن را روی آنتن می‌برد. مصطفی زمانی از جمله بازیگرانی است که با بازی در سریال «یوسف پیامبر» توانایی‌اش را در عرصه بازیگری به نمایش گذاشت، به شهرت رسید و پس از آن قدم به سینما و شبکه نمایش خانگی گذاشت. به این بهانه مروری داریم بر بازیگرانی که در مسیر بازیگری‌شان فقط یک تجربه بازی در سریال‌های تلویزیونی داشته‌اند.

مهناز افشار | گمشده | 1377

مهناز افشار بازیگری را با مجموعه تلویزیونی «گمشده» به کارگردانی مسعود نوابی در سال 1377 آغاز کرد؛ سریالی که ماجراهای آن با دهه چهل و 15 خرداد 1342 گره خورده بود. با اینکه بازیگران مطرحی مثل ایرج راد، رویا تیموریان، دانیال حکیمی و … ایفاگر نقش‌های اصلی سریال بودند اما «گمشده» در آن دهه نتوانست جزو سریال‌های جذاب و ماندگار تلویزیون در ذهن‌ها بماند. مهناز افشار در این سریال نقشی فرعی داشت. دختری به نام سحرکه همان کلیشه رایج دختر معصوم و دوست‌داشتنی سریال‌های تلویزیونی را پیش می‌برد و کاراکترش چالش خاصی نداشت. آن زمان بازی‌اش در این سریال به چشم نیامد و تا وقتی به عنوان بازیگر سینما به شهرت رسید خیلی‌ها نمی‌دانستند اصلا در چنین سریالی هم بازی داشته. افشار یک سال پس از «گمشده» با دو فیلم سینمایی «دوستان» به کارگردانی علی شاه‌حاتمی و «شیرهای جوان» به کارگردانی محسن محسنی‌نسب قدم به سینما گذاشت و سال 1379 با بازی در «شور عشق» به کارگردانی نادر مقدس مورد توجه قرار گرفت. افشار پس از اولین حضورش در این سریال، دیگر هیچ‌گاه قدم به تلویزیزون نگذاشت.

باران کوثری | صاحبدلان | 1385

«صاحبدلان» یکی از موفق‌ترین سریال‌های مناسبتی تلویزیون و یکی از بهترین‌های کارنامه محمدحسین لطیفی است و در کارنامه باران کوثری هم جایگاه ویژه‌ای دارد. کوثری سال 1385 درحالی این سریال را بازی کرد که تجربه بازی در آثار مهمی مثل «زیر پوست شهر»، «رقص در غبار»، «خون بازی»، «خوابگاه دختران»، «روز سوم» و … را داشت. کاراکتر دنیا در «صاحبدلان» یکی از متفاوت‌ترین نقش‌های باران کوثری به حساب می‌آمد. دینا نوه سیدخلیل صحاف‌زاده بود و با اینکه ظاهری مذهبی داشت اما تنها اصولی را می‌پذیرفت که می‌توانست از دریچه منطق خودش با آنها روبه‌رو شود. کوثری برای اینکه بتواند رفتار و منش یک دختر محجبه را تقلید کند مدتها تمرین کرده و خودش گفته به تک‌تک رفتارهای دخترهای چادری دقت می‌کرده. بخش مهمی از باورپذیری نقش از دیدگاه کوثری رابطه صمیمانه‌ای بوده که با حسین محبوب پشت صحنه داشته به طوری که به او بابا محجوب می‌گفته و سعی می‌کرده او را با ویژگی‌های خلیل صحاف‌زاده باور کند. این اولین و آخرین سریال کوثری در تلویزیون بود.

هنگامه قاضیانی | سرزمین مادری | 1387

کمال تبریزی سال 1386 بعد از اینکه بازی قاضیانی را در فیلم «به همین سادگی» رضا میرکریمی دید، تصمیم گرفت نقش جمیله را در سریال «سرزمین مادری» به او واگذار کند؛ انتخابی عجیب و پرریسک اما بسیار هوشمندانه که نتیجه درخشانی در پی داشت. قاضیانی در سال 1387 زمانی ایفای نقش جمیله را پذیرفت که پیش از آن برای بازی در «به همین سادگی»، با نقش طاهره آرام و مهربان در در نقطه اوج قرار گرفته بود و سیمرغی در کارنامه داشت. پس از پذیرش این نقش، باید از آن قالب بیرون می‌آمد و تا جایی از خشونت می‌رسید که گوش یک پسربچه را بپیچاند یا با سنگدلی تمام و رفتاری بسیار زشت او را از خانه بیرون کند. اگر سریال «سرزمین مادری» همان زمان پخش می‌شد، قاضیانی در کنار نقش طاهره، با کاراکتر جمیله هم ماندگار می‌شد. بعد از «سرزمین مادری»، قاضیانی دیگر با هیچ سریال تلویزیونی همکاری نکرد.

مصطفی زمانی | یوسف پیامبر(ع) | 1387

مصطفی زمانی پیش از اینکه در نقش یوزارسیف سریال «یوسف پیامبر» ایفای نقش کند، تجربه‌ای در بازیگری نداشت و دانشجوی مدیریت صنعتی بود. درواقع علت اصلی انتخاب زمانی توسط فرج‌الله سلحشور، کارگردان «یوسف پیامبر»، بیشتر از هرچیز زیبایی چهره این بازیگر بود. آن زمان بیش از 2هزار نفر برای ایفای نقش یوسف تست داده بودند و چهره او باعث شد اولین انتخاب برای این نقش باشد. زمانی با همین یک نقش به شدت مورد توجه قرار گرفت و سریال چنان محبوبیتی میان مخاطبان پیدا کرد که در آن سال عنوان پربیننده‌ترین سریال تلویزیونی را به دست آورد. زمانی در مصاحبه‌ای گفته بود که اگر نقش یوسف نبود هیچ‌گاه نمی‌توانست قدم به سینما بگذارد. با این حال بعد از «یوسف پیامبر» در سریال تلویزیونی دیگری حضور پیدا نکرد و فقط به‌صورت مهمان در سریال «در چشم باد» حضوری کوتاه داشت. زمانی سال 1388 با بازی در فیلم «آل» به کارگردانی بهرام بهرامیان قدم به سینما گذاشت.

نوید محمدزاده | سهمی برای دوست | 1391

نوید محمدزاده قبل از اینکه با بازی در فیلم «عصبانی نیستم»، به شهرت برسد در چند فیلم سینمایی از جمله «در میان ابرها»، «لرزاننده چربی» و … بازی کرده بود اما بازیگر شناخته شده‌ای نبود. او یک سال قبل از «عصبانی نیستم» برای اولین بار در سریال «سهمی برای دوست» به کارگردانی مسعود اطیابی هم نقشی فرعی بازی کرد. علی سرابی و اشکان خطیبی بازیگران نقش اصلی این سریال بودند و نوید محمدزاده یک آبدارچی ساده بود که تاثیر زیادی هم روی روند ماجراهای سریال نداشت. «سهمی برای دوست» سریال کمدی درجه یکی نبود اما به اندازه خودش دیده شد اما نقش محمدزاده چندان به چشم نیامد و خیلی‌ها حتی به خاطر نمی‌آورند روزی محمدزاده را در یک سریال تلویزیونی دیده‌اند. بعد از آن هم دیگر سریالی بازی نکرد.

بازیگرانی که فقط تجربه بازی در یک سریال تلویزیونی را دارند از مصطفی زمانی و مهناز افشار تا نوید محمدزاده و هنگامه قاضیانی | یکبار برای همیشه

هوتن شکیبا | لیسانسه‌ها | 1395

هوتن شکیبا در این فهرست یک جور مورد ویژه به حساب می‌آید. او در سه فصل از سریال «لیسانسه‌ها» به کارگردانی سروش صحت بازی کرد و آخرین فصل که «فوق لیسانسه‌ها» نام داشت، آخرین حضور او در تلویزیون به حساب می‌آمد. درست است که شکیبا را درواقع در سه سریال دیده‌ایم اما این سریال‌ها در امتداد هم بودند و درواقع یک اثر واحد به حساب می‌آیند. شکیبا در هرسه آنها کاراکتر جذاب حبیب را پیش می‌برد و غیر از آن در هیچ سریال تلویزیونی دیگری نقش نداشت. شکیبا به عنوان صداپیشه هم در خرید بک لینک دانشگاهی «کلاه قرمزی» و «مهمانی» حضور پیدا کرد که البته ارتباطی به بازیگری او نداشت. شکیبا پیش از بازی در «لیسانسه‌ها» بازیگر مطرح تئاتر بود و در چند فیلم سینمایی هم بازی کرده بود اما بعد از «لیسانسه‌ها» نقش‌های مهمی به او پیشنهاد شد و در سینما هم به شهرت رسید.

پست های مشابه :

سیاست‌های دوگانه احسان علیخانی در قبول مسولیت از «جوکر» تا «شفرونی» | گردن‌نگیر!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

بازیگرانی که فقط تجربه بازی در یک سریال تلویزیونی را دارند از مصطفی زمانی و مهناز افشار تا نوید محمدزاده و هنگامه قاضیانی | یکبار برای همیشه

وب‌ سایت

اظهارنظری جنجالی درباره حضور مصطفی زمانی در سریال «شهرزاد» و عملکرد تهیه‌کننده سریال «شغال» | امیرحسین فتحی: مصطفی در قدوقواره شهاب و ترانه نبود

اظهارنظری جنجالی درباره حضور مصطفی زمانی در سریال «شهرزاد» و عملکرد تهیه‌کننده سریال «شغال» | امیرحسین فتحی: مصطفی در قدوقواره شهاب و ترانه نبود

طرح از :شبنم رضوانی

امیرحسین فتحی، بازیگر سینما و شبکه نمایش خانگی، در مصاحبه‌ای به نکاتی درباره سریال «شهرزاد» و فرصتی که حسن فتحی در اختیار او و مصطفی زمانی گذاشته صحبت کرده و گفته است مصطفی زمانی آن زمان در حد شهاب حسینی و ترانه علیدوستی نبوده است. او به عنوان بازیگر «شغال» از تهیه‌کننده این سریال به دلیل حذف نام سجاد بابایی از تیتراژ گلایه کرده است.

به گزارش فیلم‌نیوز، امیرحسین فتحی در گفت‌وگو با مجله فیلم امروز به نکاتی درباره سریال شهرزاد و شغال اشاره کرده که بخش‌هایی از آنها را مرور می‌کنیم.

اظهارنظری جنجالی درباره حضور مصطفی زمانی در سریال «شهرزاد» و عملکرد تهیه‌کننده سریال «شغال» | امیرحسین فتحی: مصطفی در قدوقواره شهاب و ترانه نبود

ماجرای نقش پسر کارگردان | «شهرزاد» از ابتدا قرار نبود یک فصل باشد و سه فصل بود ولی می‌خواستند سه فصل خرید بک لینک را در یک فصل جمع کنند که نشد. روز اول که رفتم دفتر درباره نقش حرف بزنم، دقیقا همین بود. چیزی به آن اضافه نشد و چیزی هم برای من بیشتر نوشته نشد.

فرصت حسن فتحی به مصطفی زمانی | حسن فتحی در «شهرزاد» هم به من و هم به مصطفی زمانی فرصت داد. آن موقع مصطفی زمانی در حد شهاب حسینی و ترانه علیدوستی نبود اما به او هم فرصت داد. درست است که مصطفی یوزارسیف را بازی کرده بود اما آن متعلق به تلویزیون بود و حساب نمی‌شد. مصطفی چقدر هم خوب بازی کرد اما آن زمان خیلی اذیتش کردند. خب مختصات نقش این بود. من در «جیران» چنین موقعیتی را بازی کردم و این شرایط کاملا طبیعی است.

ماجرای حذف نام سجاد بابایی | مگر می‌شود در یک کاری تهیه‌کننده‌ای چون یکی از بازیگران اصلی‌ پولش را خواسته، عشقش بکشد و اسمش را بگذارد توی سایر بازیگران؟ دعوایی اگر بین تهیه‌کننده و بازیگران هست درون گروه است به کار چه ربطی دارد؟ اسمش را درمی‌آورید چرا چون حقوقش چهار ماه عقب افتاده و حقش را خواسته؟ اصلا مگر می‌شود؟

امیرحسین فتحی و سجاد بابایی از بازیگران اصلی سریال «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی هستند. این سریال هر هفته جمعه‌ها از طریق پلتفرم «فیلیمو» منتشر می‌شود.

پست های مشابه :

آگراندیسمان؛ قسمت هشتادوچهار | نگاهی به اجرای امیرحسین قیاسی در «نیمه‌شب» و «پامپ2» | استراتژی برای خنده‌های استاندارد

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

«نوبل ادبیات» سال ۲۰۲۵ به «لاسلو کراسناهورکایی»

سینماپرس: جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۵ به «لاسلو کراسناهورکایی» رمان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل مجارستان رسید.

به گزارش سینماپرس ، آکادمی سوئدی نوبل برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۵ را اعلام کرد و به این ترتیب بک لینک خرید «لاسلو کراسناهورکایی» نویسنده اهل مجارستان را برای «برای آثار تأثیرگذار و الهام‌بخش او که در میان وحشت آخرالزمانی، قدرت هنر را دوباره تأیید می‌کند» شایسته دریافت جایزه نوبل دانست.

از سال ۱۹۰۱ تاکنون ۱۱۸ جایزه نوبل ادبیات اهدا شده است. چهار مورد از این جایزه‌ها مشترکا به دو نفر اهدا شده‌اند. همچنین تاکنون ۱۸ زن به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات برگزیده شده‌اند. «آنی ارنو» نویسنده زن فرانسوی و «هان کانگ» نویسنده اهل کره جنوبی از جدیدترین نویسندگان زن برنده این جایزه مهم محسوب می‌شوند. «رودیارد کیپلینگ» که بیشتر برای نگارش «کتاب جنگل» شناخته می‌شود در ۴۱ سالگی این جایزه را دریافت کرد و عنوان جوان‌ترین برنده را به خود اختصاص داد. «دوریس لسینگ» با دریافت این جایزه در ۸۸ سالگی به عنوان مسن‌ترین برگزیده شناخته می‌شود.

سال گذشته، «هان کانگ»، رمان‌نویس اهل کره جنوبی به عنوان صد و هفدهمین برنده جایره نوبل ادبیات انتخاب شد.

برگزیدگان سی و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان معرفی شدند | «چشم بادومی» حریف «بچه مردم» نشد

برگزیدگان سی و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان معرفی شدند | «چشم بادومی» حریف «بچه مردم» نشد

طرح از :شبنم رضوانی

سی و هفتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در حالی به کار خود پایان دادکه فیلم «بچه مردم» ساخته محمود کریمی موفق شد تمامی جوایر بخش‌های اصلی را به خودش اختصاص دهد و فیلم «چشم بادومی» را که در تعداد نامزدی با آن رقابت داشت به راحتی پشت سر بگذارد.

به گزارش فیلم‌نیوز، اختتامیه سی و هفتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان شامگاه چهارشنبه شانزدهم مهرماه در شهر اصفهان برگزار شد و هیات داوران متشکل از آزیتا حاجیان، مهدی جعفری، محمد بحرانی، سامان احتشامی و آرش معیریان برگزیدگان خود را به شرح زیر معرفی کردند.

بهترین فیلم | پروانه زرین : بچه مردم / دیپلم افتخار : انیمیشن افسانه سپهر

بهترین کارگردان | محمود کریمی (بچه مردم)

بهترین فیلمنامه | محمود کریمی و فائزه یارمحمدی (بچه مردم)

جایزه ویژه هیات داوران | چشم بادمی (ابراهیم امینی)

بهترین بازیگر کودک | پروانه زرین : معبد بیور(جادوی عروسک‌ها) / دیپلم افتخار : نفس جافری (دختر برقی 2)

بهترین بازیگر نوجوان | پروانه زرین : ستایش دهقان (چشم بادمی) / دیپلم افتخار : محمدرضا عالی‌ور(موی گرگ)

بهترین دستاورد فنی | پروانه زرین : موسیقی فیلم «بچه مردم» ساخته کریسف رضاعی / دیپلم افتخار :جلوه‌های بصری  فیلم جادوی عروسک‌ها

بهترین فیلم از نگاه داوران کودک | دختر برقی ۲

بهترین فیلم از نگاه بهترین بک لینک داوران نوجوان | بچه مردم

همچنین در بخش بین الملل هیات داوران  فیلم «بچه مردم» برگزیده هیأت داوران کودک شناخته شد و فیلم «miss boots» نیز جایزه هیأت داوری بخش سیفژ را دریافت کرد.

از نگاه هیات داوران بخش بین‌الملل جایزه بهترین دستاورد فنی یا هنری به فیلم «طوفان» از کشور چین تعلق گرفت و جایزه بهترین فیلمنامه نیز به اثر «چشم بادامی» از ایران رسید.

هیأت داوران جایزه بهترین کارگردانی را به محمود کریم برای فیلم «بچه مردم» اهدا کرد و دیپلم افتخار این بخش نیز به گروه بازیگران همین فیلم تعلق گرفت.

پروانه زرین بهترین بازیگر کودک به هنرمند خردسال فیلم «honney» از کشور اتریش اعطا شد و در نهایت پروانه زرین بهترین فیلم به اثر «miss boots » از کانادا برای خلق اثری الهام‌بخش اختصاص یافت.

جایزه صلح این جشنواره نیز به فریدون نجفی کارگردان فیلم «موی گرگ» تعلق گرفت.

سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان با دبیری حامد جعفری از ۱۲ تا ۱۶ مهرماه در سه بخش ملی (فیلم‌های بلند، کوتاه و پویانمایی)، بین‌الملل و ویژه در شهر اصفهان برگزار شد.

پست های مشابه :

درباره قطب‌های مثبت و منفی هفت سریال پلیسی تلویزیون، به بهانه آغاز پخش «الگوریتم»| تقابل خیر و شر

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

مروری بر پنج تیتراژ ابتدایی جذاب «کارناوال» که معنا دارند و احساسات مخاطبان را درگیر می‌کنند | صحنه پیوسته به‌جاست

مروری بر پنج تیتراژ ابتدایی جذاب «کارناوال» که معنا دارند و احساسات مخاطبان را درگیر می‌کنند | صحنه پیوسته به‌جاست

طرح از :شبنم رضوانی

در شروع هر قسمت از رئالیتی‌شوی «کارناوال»، تیتراژ متفاوتی می‌بینیم؛ تیتراژ‌هایی که چارچوب مشخصی ندارند و از الگوی خاصی پیروی نمی‌کنند. در بعضی قسمت‌ها تیتراژ روی یک فرم نمایشی خاص بنا شده‌، بعضی اوقات با اجرای یک گروه موسیقی گره خورده و یک وقت‌هایی هم صرفا با چند دیالوگ تاثیرگذار ساده برنامه آغاز می‌شود. ناهمگون بودن و تفاوت در تیتراژها، یکی از ویژگی‌های برنامه‌ای مثل «کارناوال» است؛ برنامه‌ای که منحصر به هنر خاصی نیست و هر هنرمندی هنر خاص خودش را در آن به نمایش می‌گذارد. در این تیتراژها هم هنرهای مفهومی به چشم می‌خورد، هم نمایشی و هم موسیقی و … یکی از نکات مهم در تیتراژهای «کارناوال» این است که در هر قسمت، روی اسامی یکی از تیم‌های مختلف تولید تمرکز بیشتری می‌شود. در یکی از تیتراژ‌ها روی اسامی گروه ایده‌پردازان و نویسندگان تمرکز شده، در دیگری روی اسامی گروه تولید لباس، در یکی دیگر به اسامی گروه صحنه‌پردازی تاکید شده و …

به گزارش خرید بک لینک فالو فیلم‌نیوز، تا به حال یازده قسمت از رئالیتی‌شوی «کارناوال» منتشر شده و با یازده تیتراژ ابتدایی متفاوت روبه‌رو بوده‌ایم. از میان این یازده تیتراژ، اکثرشان بامزه و جذابند اما بعضی‌ها اثرگذارتر از دیگران به نظر می‌رسند. پنج تیتراژ ابتدایی جذاب برنامه «کارناوال» را مرور می‌کنیم.

قسمت یک | زندگی پشت نقاب

مردی را با لباس‌هایی شبیه به کابوی‌های فیلم‌های وسترن درحالیکه یک تکه چوب می‌جود می‌بینیم. او تعریف می‌کند که «دنیا صحنه‌ای بیش نیست و ما بازیگرانی هستیم که وارد و خارج می‌شویم. این جمله شکسپیر بزرگ را بارها خوانده و شنیده‌ام و زیاد بهش فکر کرده‌ام. به این معنا که همه صبح تا شب مشغول نمایش‌ایم و داریم نقش بازی می‌کنیم. ما هرروز نقاب‌های جورواجور به صورت می‌زنیم تا کسی نفهمد کی هستیم و به چی و چه شکلی فکر می‌کنیم.» بعد از اینکه تصاویری از افرادی با نقاب‌های سفید روی صفحه قرار می‌گیرد، همان مرد ابتدایی می‌گوید: «می‌دانید به چه فکر می‌کنم؟ اینکه بعد از پایان نمایش، وقتی پرده می‌افتد، آن پشت چه خبر است؟ بازیگران دارند چه کار می‌کنند؟ واقعیتشان رو می‌شود یا نه؟ بعید می‌دانم.» بعد هم تصویری از خودش با نقابی سفید و بی‌حالت روی صفحه قرار می‌گیرد و برنامه شروع می‌شود. گره خوردن نام کارناوال با سیرک و دلقک توانسته است معنای این آیتم را کامل کند.

قسمت چهارم | عاشقانه آرام

مروری بر پنج تیتراژ ابتدایی جذاب «کارناوال» که معنا دارند و احساسات مخاطبان را درگیر می‌کنند | صحنه پیوسته به‌جاست

قسمت چهارم «کارناوال» به این صورت شروع می‌شود که پسری کنار دختری نابینا با عینک و عصای سفید ایستاده است و نامه‌ای را از پاکت درمی‌آورد و می‌خواند. در این نامه نوشته شده: «دلم برایت تنگ شده عزیزترینم. دیشب خواب دیدم وسط یک دریاچه‌ی بزرگ و بالاتر از آب بال می‌زنی و با بال‌های زرد برایم آواز می‌خوانی.» بعد از این آهنگ ریحان پخش می‌شود و اسامی گروه تولید «کارناوال» روی صفحه نقش می‌بندند. بعد از پایان موسیقی، پسر ادامه می‌دهد به خواندن نامه: «از آفتاب باران می‌بارید و ابرهای کوچک از این‌ور آسمان می‌دودیدند به آن‌طرف. بهت گفتم چرا نمیای پیشم؟ گفتی شنا بلد نیستم. گفتم خودت را ول کن، می‌گیرمت. گفتی آن‌دفعه هم همین را گفتی ولی تا پریدم نبودی. برایت گریه کردم. گفتم من را ببخش. قول می‌دهم دیگر هیچ‌وقت تنهایت نگذارم. از خواب پریدم و مُردم از نبودنت. دلم برایت تنگ شده عزیزترینم. اگر برگردی، آفتاب اینجا برای تو می‌تابد. بلبل‌ها برای تو می‌خوانند و من هر روز نان می‌پزم و با سرشیر و عسل برایت لقمه می‌گیرم. برمی‌گردی؟» و بعد دختر جواب می‌دهد: «برمی‌گردم.» و گروه موسیقی شروع به نواختن یک موسیقی شاد آذری می‌کند و همه می‌رقصند. دوربین کم‌کم  بالا می‌رود.» شاید تصویر در این تیتراژ اهمیت زیادی نداشته باشد اما خواندن این نامه عاشقانه و تلفیق آن با نگاه زنی نابینا به دوردست موقعیت احساسی جذابی ایجاد کرده است.

قسمت ششم | هنرهای مفهومی

در تیتراژ ابتدایی قسمت ششم خبری از هیچ‌یک از تماشاچیان و عوامل و بازیگران نیست. میدان در اختیار چند عروسک است که ظاهرشان شبیه هیچ‌یک از عروسک‌هایی که تا به حال دیده‌ایم نیست. بعضی از آنها صورت‌های بزرگی هستند، بعضی دیگر حال‌وهوای مرغ یا بوقلمون را تداعی می‌کنند و همزمان کالبدی انسانی دارند. بعضی دیگر را می‌توانیم به انواع و اقسام شکل‌های مختلف درک کنیم. آنها در سطح کارناوال حرکت می‌کنند و در میدان اصلی دورهم جمع می‌شوند. ترکیب این نمایش با موسیقی، یک جور پرفورمنس جذاب که نشان از متکثر بودن هنرها در کارناوال دارد.

قسمت هفتم | قدرت بیان اعتراض

یکی از هدف‌های مهم «کارناوال» این است که به مخاطبان توانایی انتقاد و اعتراض می‌دهد. آنها می‌توانند رودر رو با صاحبان اثر به آنها نقد کنند و ایرادهایی که به ذهن‌شان می‌رسد بیان کنند. تیتراژ قسمت هفتم که تکیه زیادی روی طراحی لباس دارد، با تصویر مردی در آینه شروع می‌شود. او صورتش را می‌شوید و درحالی که عصبانی است درباره قوانینی که در «کارناوال» وجود دارد اعتراض می‌کند. می‌گویند: «گندش را درآورده‌اید. این چه قانون مزخرفی است که ما نباید حرف‌هایمان را بزنیم و شما هرکاری می‌خواهید می‌کنید ما باید لالمونی بگیریم؟ خسته نشدید از این همه جرم و بیداد و ستم و تطاول؟ خوب گوش‌هایت را باز کن آقای رامبد جون این ما هستیم که تمام زحمت‌ها را می‌کشیم و شما می‌روید تنهایی خودتان را نشان می‌دهید و …» بعد با عصبانیت به سمت رامبد می‌رود تا اعتراضش را مطرح کند اما وقتی به او می‌رسد و می‌خواهد اعتراض کند هیچ چیز ا ز دهانش بیرون نمی‌اید. تمام کلمات پر از خشمش تبدیل به بخار می‌شود و او هم برمی‌گردد. در حین این نمایش اسامی طراحان لباس و خیاط‌ها و دستیارها و بافنده… نقش می‌بندد.

قسمت دهم | نهنگ تنها

یکی از جذاب‌‌ترین تیتراژهای ابتدایی «کارناوال» در قسمت دهم می‌بینیم. جایی که همه به آسمان نگاه می‌کنند و وقتی دوربین به سمت آسمان می‌رود تعدادی نهنگ می‌بینیم که مثل اقیانوس در پهنه آسمان حرکت می‌کنند. همراهی موسیقی و تصویر در این تیتراژ بسیار درخشان است. یک‌مرتبه بطری حاوی نامه از آسمان به زمین می‌افتد. رامبد آن را برمی‌دارد همراه سایر شرکت‌کنندگان وارد کارناوال می‌شوند. رامبد درباره نهنگ تنهایی که به خاطر یکی نبودن فرکانس صدایش با دیگران نمی‌تواند هیچ ارتباطی برقرار کند تعریف می‌کند. بعد نامه‌ای را که جمعی از نهنگ‌ها برای نهنگ تنها نوشته‌اند می‌خواند: «ما تو را می‌شنویم، اما نه با گوش، بلکه با چیزی قدیمی‌تر از صدا. با دل‌هایی که قرن‌هاست در سکوت در انتظار یکی مثل تو می‌تپد. گاهی چیزی در ما شکست، فرکانسی جابه‌جا شد، ریتمی گم شد و ناگهان متوجه شدیم که هیچ‌کس پاسخمان را نمی‌دهد از همان روز دنبال تو آمدیم. از موجی به موجی از گردابی به گردابی با امیدی که مثل تو صبور و بی‌صداست می‌دانیم که تو واقعی هستی؛ نه افسانه‌ای نه اشتباهی در دستگاه‌ها. تو نهنگی که فقط فرق می‌کند و چه کسی گفته فرق داشتن یعنی تنهایی؟ مطمئن باش تو را پیدا می‌کنیم و دیگر رهایت نمی‌کنیم؛ دیگرتنها نیستی.» و بعد از این رامبد از آدم‌های تنهایی می‌گوید که توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران ندارد و از همین جا برنامه شروع می‌شود. در این تیتراژ تمرکز زیادی روی اسامی سرپرست ایده، ایده‌پردازان، نویسندگان و … می‌شود.

«کارناوال» به کارگردانی و اجرای رامبد جوان و تهیه‌کنندگی محمد شریفی، چهارشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها در پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود.

پست های مشابه :

توضیح کارگردان «درمانگر» و «بازنده» درباره سریال جدیدش | امین حسین‌پور: «جناب ابر» را در ژانری متفاوت می‌سازم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

مروری بر پنج تیتراژ ابتدایی جذاب «کارناوال» که معنا دارند و احساسات مخاطبان را درگیر می‌کنند | صحنه پیوسته به‌جاست

ایمیل *

وب‌ سایت